1.my bio

به نام خدای مهربونم که همیشه دستمو گرفت بدونه این که متوجه شم...قلب

به نام خدایی که همیشه بوده، هست و خواهد بود...قلب

میدونین چیه ؟ نوشتن ادم رو اروم میکنه ... و این شد یه انگیزه که نوشتن رو تو این وب شروع کنم...مژه

وقتی ادم از چیزهایی که ارومش میکنه یا داغونش میکنه حرف میزنه و یا اونا رو مینویسه، درسته اونا رو یه جای دیگه حک میکنه ولی این باعث میشه تو ذهن خودش نمونه و راحت بسته بندی کنه و شوت کنه تو حوضچه فراموشیش... خاطره های بدی که ادم رو آزار میده ویا خاطره های خیلی خوبی که ممکنه باعث غرور یا چه میدونم خودشیفتگی ادم شه..

البته فقط نوشتن نیست که منو به شخصه اروم میکنه... نقاشی کردن هم هست... ولی من یه کنکوری هستم در حال حاضر و نقاشی وقت زیادی رو ازم میگیره... از طرفی نیاز به ارامش خاطر دارم برا همین نوشتن رو شروع کردم...

حالا چرا اینجا؟ مگه دفترچه خاطره ندارم؟ یا اونم گرون شده؟

نه... به خاطر نداشتن یا گرونی نیستنیشخند

نوشتن خاطره تو یه دفتر که بعدا قراره خاک بخوره به نظرم ادم رو یه جورایی به انزوا میکشه... خب این نظر شخصیه منه و کاری به حرف بقیه ندارم...

یه زمان دورم شلوغ بود..همه بودن..خاله..دختر خاله.. عمه...دخترعمه..دختر دایی  ووو...

اون زمان با اونا حرف میزدم و متقابلا اونا باهام حرف میزدن اروم میشدم...

اما الان همه چیز شده درس درس درس... و فرصتی برای حرف زدن بااونا ندارم...

گفتم شاید نوشتن تو این وب یه جور شبیه سازیه اون زمان باشه...

 که اگه نبود ..که اگه هم حسی پیدا نشد... که اگه کسی مثل دخترخالم یا دختر داییم پیدا نشد کوله م رو میبندم و از اینجا هم میرم...

راستی یادم رفت بگم سومین چیز و برترین چیزی  که ارامش میده بهم خوندن قرانه... که واقعا ادم خداااااای ارامش میشه با خوندنش...قلب

خب...اینم اولین خط خطیه من...امیدوارم کسی باخوندنش اذیت نشده باشه که اگه شده بهم بگه...

و در اخر بگم که مهم نیس کیا بخونن و مهم نیس چند نفر بخونن و تا اخرش باهام همراه باشن... مهم اینه که من مینویسم و اروم میشم ... مهم اونایی هستن که میمونن باهام..مث دخترخالم مث دخترداییم... و باهم اروم میشیم...

ارامش...چیزی که خیلیا فکر میکنن دور از دسترسه ولی در یک قدمیه ماست... کافیه دستمونو به سمتش دراز کنیم... و من تصمیم گرفتم دستمو به سمتش دراز کنم...

وای ببخشید خیلی حرف زدم...شرمنده..اوه

دیگه بهتره برم سراغ کتابا و بااونا سروکله بزنم به جای کیبرد..

روزخوشماچ

/ 11 نظر / 78 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پاییز

رشتت پزشکیه؟ [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]

پاییز

پس لینکت میکنم ک بیام خط خطیاتو بخونم ی چیزایی هم یاد بگیرم

پاییز

آهان ینی میخوای کنکور بدی؟؟؟؟ایشالا که موفق میشی ...منم امسال کنکور دادم

پاییز

آفرین دقیقا همینطوره .... تو میتونی نتیجه بد نبود اگه اونچیزی ک دوس دارم و تو انتخاب رشته زدم نشه دوباره میخونم [چشمک]

پسرک و دخترک پاییز

ایشاا... که رتبه یک تجربی میشی دوست عزیز[لبخند][لبخند][لبخند]

ابجی سارا

اووووخی چ وب خوشملییی[دست]

زهرا

سلام..خوبی؟؟..خانم دکی.. وااای ک عجب سالیه امسال... ان شالاه ک همه ب ارزوشون برسن... امییییییییییینننن

علی

خط خطی هاتون روخوندم موفق باشید لینکتم کردم توهم لینک کن